معجزه عشق تـــــــــــــــــــــــــو!!!
درست زمانی که مردم از همه چیز جز وجود پاک خدا و عشق لاینتناهی او نا امید میشن .!!! متوسل به دعا میش
یه روز منم به آخر رسیدم درست زمانی که مردم از همه چیز جز وجود پاک خدا و عشق لاینتناهی او آخه یه مدتی آپ نمی تونم بشم دارم میرم دانشگاه آخه شروع کلاسامونه دلم تنگ میشه واسه همه چی.. واسه وبلاگم واسه نظراتون .......... اما چه میشه کرد رفتنی ها باید برن.......... * * * غمی گرفته دلم را به ساحت پاییز لحظه ها در گذرن و کسی نیست در کنارم valentine زیر باران سرت را بالا بگیر این نوشته از دوست خوبم شانتله
خدا چقد خستم ازاین همه آدمه نامرد.... زندگی برای چی!!! زندگی میکنیم که دروغ بگیم٬ دروغ بشنویم٬ خدایا کو آرامش بچه گی ام کو اون ریحان شاد کو کو کو!!!
زندگی آروم بی دغ دغه آرزومه...
نه عشقی جز تو تو تنهاییام نیست وای... اگه تو هم نبودی با غم بیکسی٫ تنهایی تو خونه٫کاشانه خودم میمردم...
خدا جونم اگه عاشقم پس چرا اینقدر تنهام٬ اگه عاشق نیستم چرا میگریم...
خدا خیلی تنهام به حکمت اشکای امشب من ٬
تورو دوست دارم٬وقتی میگذری از خودت......
خدایا چرا ما آدما فقظ ثانیه ای با مرگ فاصله داریم٬ خدا چرا؟؟؟؟
اینقدر چرا.... زندگی یعنی چی؟؟! یعنی اینقدر چرا٫ اینقدر تنهایی؟!
ببخشم که اینقدر دلتنگم خدایا٬ با تمام وجودم دوست دارم
خدا جونم ٬ عشقمو دست تو سپردم

یه نگاه٬یه دل بیقرار
یه هوس٬یه هوس کودکانه!
یه تبسم٬یه خیال
یه عطش٬یه نوازش!
یه شروع عاشقی
یه سردر گمی٬یه دلی که عاشقه
این هوس نیست که مرا جادوی خود کرده !
این یه عشقه که شروع خنده هام
که شروع گریه هامه
که شروع ٬رسواییمه
شیدایی٬ بیکسی
و در اوج دوست داشتن٬ درست زمان عاشقی
تنها موندن چه سخته٬ اینگونه زیستن عاشقه٬
بی عشق

روبروی هم ایستادیم
وسوسه خیال بوسیدن تو می داد آزارم
خیره به چشم تو شدم
قطره اشکی از دلم سرازیر شد
تا به عمق وجود تو رسیم...
عاشقانه در آغوشم کشیدی سخت
صدای سکوت شب مرا محکوم می کرد!
محکوم٬به بودن
محکوم به٬دوست داشتن تو.....
و کاش میدانستی٬که چه لذتی داشت
بوییدن تو در آغوش تو در آنشب محکومی
٬
وچه حکم زیبایی بود٬
دوست داشتن تو و بودن با تو................![]()

کناره یک کـــــــــــــــــــــــــــــــــــوه بلند
کلبه ای بــــــــــــــــــود٫ که درون راهی به تاریـــــــــــــــــــــــــکی نداشت
همه جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا روشن بود خورشیدم عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقم بود
چه گرمایــــــــــــــــــــی بین مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا بود
خورشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیدم همیشه بیدار بود
توی اون کلبه زمان معنا نداشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
وسوسه بین مـــــــــــــــــــــــــــا جایی نداشت
عشــــــــــــــــــــقو از چشماش میخوند ایــــــــــــــن دل مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
وای عجب خورشید رویایــــــــــــــــــــــــــــــی بود برای من
خورشـــــــــــــــــــــیدم برای من گرمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای عشقتو ۱۰۰ بــــــــــــــــــرابـــــــــــــر کن
که میخــــــــــــــــــــــــــــــــــــوام تو آسمون من باشی
و
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا همیشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه برای من طلوع کنـــــــــــــــــــی
دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم خورشــــــــــــــــــــــــــیدم!!!

یوســـــــــــــــــــــــف گمگشـــــــــــــــته باز آید به کنعان عم مخــــــــــــــــــــــــور
عاشــــــــــــــــــــــق رسوا شده از عشـــــــــــــــــــــــــق به یوســـــــــــف غم مخــــــــــــــــــــــــــور
یوســـــــــــــــــــفت باز آید ز در تو غم مخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
چو من با خیـــــــــــــــــال روی او ارام بگیــــــــــــــــــــــــــــــرو غم مخـــــــــــــــــــــــــــــــــــور
کنـــون گر جای من بودی و می دانستی که یوســـــفت هرگز باز نم آید چه می کردی پس غم مخـــــــــور
یوســـــــــــــــــــفت باز آید به دیار قلب تو پـــــــــــــــــــس غم مخــــــــــور٬ ناله مـــــــــــکن از درد دوری
کنـــــــــــــــــون گر جای من بودی چه می کردی ای آشــــــــــــــــفته حال٫ ای زلیـــــــــــــــــــــــــــــخا
به عاشـــــــــــــــــــــــقان نوید ده که بـــــــــــــــــــــــاز آید یوســـــــــــــــف تــــو پس غم مخـــــــــــــــــــــــور
آره٬ یوسف گمگشته بــــــــــــــــــــــــــاز آید بــــــــــــــــــــــــــــه کنعان غم مخــــــــــــــــــــور
کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو گوش شنوا
گوش مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن مدتی است
که با سیلی محکم بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد خزان
کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر گشته است!
سلام بــــــــــروبــــــــــــــــــــــــچ من این شعرارو سر کلاس زبان عمومی نوشتم این بالا را واسه استادم نوشتم که اون روز هی به من میگفت حواست کجاست با این شعر به او گفتم که کجا بودم....!!!!!!!!!!!!!!!!!
د
و
س
ت
د
ا
ر
م
.
. ![]()
پ
ر
ن
د
هٍ
آ
ز
ا
دٍ ![]()
م
ن ![]()
![]()
دانشگاه کلاس دارم
سر فرصت همتونو لینک می کنم
و به وبلاگ همتون سر میزنم
دوستون دارم زودی میام خوب![]()
دوستون دارم![]()
![]()
![]()
ثروت عقل من کجا٬پوچی فکر تو کجا
نگاه به گریه هام نکن اینم یه روز تموم میشه
باید بری از پیش من دیگه نمی خوامت برو هر چی بوده تموم شده
تو شاهزاده و من گدا آره بذارو تو برو
دیگه نمی خوامت برو عشق من لایق قلب من نبودی
عشق دروغی نمی خوام فقط بذار برو برو برو........![]()
![]()
![]()
دوستت دارم ای آفرینش من ز۹
دیگه تموم شد هرچی بود
باید برم تا عاشقی از یاده هردمون بره
خسته شدم از هرچی عشق آدماست
دارم میرم دروغ می گی پیشم بمون
من که می دونم خسته ای از فاصله
اما دروغ نگو دوستم داری یا که نرو!
دارم میرم منو ببین٬ که راه برگشت نذاشتی تو برام
تو با روغ و حقه هات منو به بیراههء زندگی کشوندی
دارم میرم نگو نرو هرچی بوده تموم شده
دروغ میگفتی عاشقی دستت برایم رو شده
![]()
![]()
![]()
خسته شدیم از عشقمون
نتهام گذاشتی بی وفا
رسوام گذاشتی بی حیاء
دیدی آخر یه روز تنهاشدم من
میون مردمان رسوا شدم من
تو کردی با دروغ قلب و پریشون
خدایا آشفته حالم اون نشه یه وقت پریشون
دیدی با دروغ قلب و شکوندی
الهی روزگار داغت ببینم
که بی خود با دروغات منو شکوندی
دیدی می گفتی خسته ای از عشق
نمی خوای عاشق بشی ٬خسته راه عشق بشی
گفتی به من٬بهترینی تو از همه
آره عاشق شدی دل دادی به راه من
گفتمت منم یه روز تموم می شم برای تو
تو به من اخم کردی گفتی جدایی از تو برای من محاله
آره عاشقت شدم بی تو میمیرم ای نیاز
ای تویی که باعث شروع من شدی
من کنارت موندم با تمام صداقت تو را خوندم
تمامه شعرای تو را خط به خط از بر شدم
تو شدی بت کدهء این دل من
این دلی که هیچ بتی جز تو نداشت
یه روزی دستت تو مُرد
تو به من اخم کردی اما نه برای بودن من
تو نگاه به غریبه کردی٬ بی خبر از آنکه مندر پس خیال تو
بی خبر از آنچه هست٬ باز تو را میخواندم در سکوت تنهایی و بی خبری خود تورا
تورا می خواندم ٬ تو را می خواندم.......
آره دیدی منم به آخر رسیدم اما
هنوز عاشقتم ٬ هنوز دل گرمم از تو
از تویی که یه روزی عاشقه من بودی
سال جدید بر همگان مبارک
۲/۱/۱۳۸۸
بی هدف سمت تو می آمدم
هراسان بودم از گرگ بیابان
تا که تو آغوشه تو آروم گرفتم
جاده ام دیگه رنگ سیاهی نگرفت
تا همیشه انتها را تو آغوشه تو دیدم
در کناره هم موندیم٬واسه هم از فرداها خوندیم
قول دادیم خزان نباشیم٬تاهمیشه زنده باشیم
دیگه من دل به هیچ جاده ای ندادم
خواستم که برن همسفرام از دوروبر من
آخه من عمری خسته راه تو بودم
دوستت دارم گل من
![]()
![]()
۱۳۸۷/۱۲/۲۸
تو می روی و من فقط تماشایت می کنم
چاره ای نیست که من سالهاست که به تنهایی عادت دارم
اگه اشکمام روی گونه هام رونه ٬ اگه بغض توی گلومه ٬ اگه زیر لب همش آه میکشم
چکنم چاره ای جز اینها ندارم
آخه من عاشقم اما تو رو که هیچ وقت ندارم
تمامه شعرای دلتنگیو از بر می خونم
می بینی عاشقم اما تو رو که هیچ وقت ندارم ![]()
دوستت دارم ای آفرینش من
باید بگم که قسمت (عاشقم اما تو رو که هیچ وقت ندارم) از دوست خوبمه
![]()
همه میدونید که دیگه نزدیک سال جدیده و خانومها و آقایون البته بعضی از آقایون ![]()
مشغول خونه تکانی هستن. منم تو اتاقم مشغول کارام و تمیز کردن بودم که زیر فرش اتاقم یه دفترچه پیدا کردم خوشحال شدم زود بازش کردم و شروع به خوندن اون کردم....... آرزو هام آرزوهایی که تو دوران کودکی نوجوانی و جوانی داشتم میخوندم اما الان دارم به آرزوهایی که اون موقع داشتم میخندم چون الان به بیشتر اونها رسیدم و به فکر عمیقی فرو رفتم همش به این فکر میکردم که شاید چند سال دیگه به آرزو های الانم بخندم ............
واقعآچه دنیای جالبیه همه کاراش خنده داره
نبضشو تو دستام حس می کردم. حتم داشتم اون هم همین طوریه ...آسمان زمین و همه چیز مال منه . آتیشی تو دلم به پا بود آتیشی بالاتر از زمان و جسم .
تنها چیزی که درونم را آزار می داد شرم بود شرم داشتم در چشماش نگاه کنم.لیاقتش را نداشتم از بی آبرویی گریه ام گرفت. من کجا و آسمون کجا؟
احساس کردم او هم گریه می کند. سرم را بلند کردم و بی اختیار دست من را روی صورتش گرفت و همون طور اشک می ریخت. درکش برایم مشکل بود زیرا این من بودم که باید گریه می کردم.........
کاش بودند ستاره ها تا به من حسودی می کردند.!
*به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است غمی نیست همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است .
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست
عشق آنست که یکی برای دیگر چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد...
دوستت دارم...
![]()
![]()
![]()

نا امید میشن .!!! متوسل به دعا میشن که شاید بتونن به حقیقت برسن
حقیقتی که معجزه نام دارد میتونه هر زندگیو از نو بنا کنه و خدا این معجزه
را در زندگی من قرار داد . آره معجزهء عشقو تو وجودم نهاد آره عاشق شدم
که میتونم بنویسم و خدا را بخاطر این معجزه بزرگش که تو وجود آدمی
گذاشته دوست می دارم..........................![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ّ![]()
یک شب پاییزی
یه گلایه بین ما
من به تو خندیدم و تو عشق و تو چشام دیدی
اما مون خونهء سرد و بی روح
ذره ذره سرماشو تن من کرد
من بفکر سقفی از عشق بودم
که نکنه سرمای اون خونه به تنت نفوذ کنه
دستشو گذاشت تو دستم گرماشو هنوز حس میکنم
همه جا تاریک بود بارون پاییزی می بارید رو تن ما
لباش و گذاشت رو لبهام
گفتم این عشق منه جونه منه
بی خبر بودم از اینکه عشقه او بازیگری بود
فکر یاس و اطلسی برام نبودم
بعد اون شب تو خونه سرد و بی روح تنها نشستم
آره اون هیچ وقت عاشق من نبود......
تو رفتی و خاکستری پاشیدی بر تمام روزگارم
انگاری صد ساله مردم
انگاری قلبی تو سینه ندارم
من شدم مثل یه یخ سرد و بی روح
روح سرگردان شدم به هر دری سر می زدم
بلکه بشن مانند تو اما نشد
روحمم خسته زتن از حال و نا افتاده بود
دیدمت در روزگار نیش خندی بر من زدی
آره این حقه منه شاید بخوای تنها باشی
حتما میگید وای چرا داره گریه میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
![]()
![]()
![]()
تا برگردم بخدا سپردمتون
دوستون دارم![]()
![]()
یا حق!!!
چه بی مقدمه...!!!
تا چه حد به کودک درون معتقد هستین؟؟؟
من به این معتقدم هر شخصی یک کودک درون دارد اما در کم و کیف با هم فرق دارن من به کودک درون خویش احترام میزارم و عاشقانه دوستش دارم چرا که اون باعث میشه در خیلی مواقع که غمگینم بخندم و هر کسی که کودک درون خویش را دوست بدارد دیر تر شکسته و پیر می شود!!!!
خب این نظر منه شما چی میگید؟؟؟؟
کودکم پا به پای من قدم بردار
راه این زندگی ناهموارست!!!
گاه سخت است و پر فراز و نشیب
پای در جای پای من بگذار.!
غروب تو چشات مخمل
نگاه قصه پردازو
سکوت بی صدات مخمل
* * *
هنوزم نقد من از این
غزل آشوبی بازار
تو هستی تو
اگر کم یا اگر بسیار
* * *
تو هستی تو
هنوزم سهم من از نور
هنوزم سهم من از من
من ویرانهء مغرور
* * *
عذاب بغض پاییزو
پر از برگای فرسوده
عزای ممتد خاک و
زمینی شور و بیهوده
تو ای هم خون و همخونه
تو ای همراه و هم کیشم
برویانم جوانم کن
شب مهتاب و ابریشم
نمدونم چرا یه سریا با شما نیستما دلشون نمیاد نظر بدن
منتظرما...........!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
دوباره زرد شدم من به عادت پاییز
بیا و بغض غزل های خسته را بشکن
غرور منجمد و سنگی مرا بشکن
بیا دوباره مرا تا طلوع خنده ببر
دوباره تا دشت بی پرنده ببر
گذشته فصل من اگر
خیال قصه گوی تو
پس از سقوط این غزل
در امتداد لحظه ها
به شوق روز های نو
ندارد از دلم خبر
شکایتی نمی کنم
گذشته فصل من اگر
به من نمزنی تو سر
مثل لباس تن یار بود سفید
چه هیاهویی میان مردمان افتاده بود
دست ها یخ کرده صورت ها سرخ شده از سوز زمستون
چه زیبا بود!!!
دیدمت از راه دور آمدی سمت دلم
زیر برف قدم زدیم
و چه سکوتی بین ما بود
صدای خش خش برف ها زیر گامهای نجیبت چقدر آرام بخش بود !
چه هیاهویی به پا بود
بچه ها در پی هم سرسره برف بازی
من نگاهم نگران سوی تو بود
و نم دانستی چقدر دلتنگ بودم
دلتنگ از درد جدایی
و نگاهم را به دست هایت دوختم
چه تکاپویی داشتند برایگرم شدن دست های من
و چقدر عاشقتم........................![]()
![]()
![]()
![]()
تنهام تنهاتر از اقاقی کوچک باغچهء همسایمان
تو خیال قاصدک هام که دارن رخت سفر تن می کنن
و نگاهم مثل یک رنگین کمان خط کشیده تو آسمون
تو تبسم نگاهت بودم چه نگاه غریبی داشتی
انگاری هرچی می خواستم داشتی
آمدی تو خلوت من بی بهونه پا گذاشتی
آره تو شدی همسفر من..............
دوستت دارم .......![]()
![]()
![]()
به نام عاشقان به کام تاجران
در تقویم دهکدهء جهانی روز والنتاین روز جابجا شدن میلیاردها دلار برای ابراز محبت است !!! بیش از ۱ میلیارد کارت تبریک در این روز فرستاده می شود که این روز را بعد از عید آغاز سال نوی مسیحی در رتبه دوم مبادله کارت قرار می دهد.هر ساله در اول ژانویه ۶/۲ میلیارد کارت پستال جابجا می شود.
در۱۴ فوریه در انگلستان ۲۲ میلیون پوند معادل ۳۵ میلون دلار صرف خرید گل می شود و ۷ میلیون شاخه گل سرخ و۱۲ میلیون کارت پستال از جمله چیزهایی است که رد و بدل می شود و همه اینهایی که گفته شد غیر از میلیاردها دلار هدیه عروسکی و شکلاتی است که بفروش می رود و چرخ های عظیم تجارت جهانی را می چرخاند.
و نکته آخر اینکه تقریبا ۸۵ درصد هدایای والنتاین توسط زنان خریداری می شود و عاطفه آنها به سود صاحبان تجارت مورد استفاده قرار می گیرد.....
ادامه دارد......![]()
![]()
آدم وقتی بزرگ میشه با خودکار می نویسه؟
چون: یاد بگیره هر اشتبا هی پاک نمیشه
بخاطره همینه من همیشه تایپ میکنم چون امکان برگشت به عقب را دارممممممممممم!!!!!!!!![]()
از تر شدن نترس..............
باران تو را پاک خواهد کرد
پاک به قدر نفسهای کودکی...........![]()
| Design By : Night Skin |



